شعر عاشقانه و غمناک


آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین

بنشین تا به خود آید دل زارم بنشین

دل و دین بردی و اکنون بی جانم آمده ای

بنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشین


شعر عاشقانه و غمناک


سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت


شعر عاشقانه و غمناک


در شکست جام دل هیچ احتیاجش سنگ نیست

این شقایق را نگاهی سرد خواهد شکست


شعر عاشقانه و غمناک


آن روز که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد


شعر عاشقانه و غمناک


ای عشق مدد کن به سامان برسیم

چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار یا یار به من

یا هردو بمیریم و به پایان برسیم


شعر عاشقانه و غمناک


گیرم که باخته ام

اما کسی جرات ندارد به من دست بزند

یا از صفحه بازی بیرون کند

شوخی که نیست

من شـــــــــــــــاه بودم در این بازی


شعر عاشقانه و غمناک


برقص !

گویا هرگزکسی تو را نمی بیند

عاشق شو!

گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است

و زندگی کن گویا بهشت همین اینجاست


شعر عاشقانه و غمناک


ایـن شــعرهـــا

بـــرونــد بــه جــهنّم

مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام

که قــــلب تو زیــــر ســـرم است


شعر عاشقانه و غمناک


درگیر یک نگاه

در انتظار سکوتی بی صدا

محو یک تأثیر پرانزوا

کمرنگ می شوم و این باشد تنها یک ادعا

که زنده ام حتی بی تو در امتداد راهی پرانتها


شعر عاشقانه و غمناک


بازهم گذشت شب بی تابی مجنون

بازهم نشست لیلی در بر هامون

اینبارهم نشنیده می ماند فقان زن

در خلوت بیزاری از یک عشق بی قانون

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه و غمناک

برچسب‌ها: شعر عاشقانه


شعر عاشقانه و غمناک


آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین

بنشین تا به خود آید دل زارم بنشین

دل و دین بردی و اکنون بی جانم آمده ای

بنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشین


شعر عاشقانه و غمناک


سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت


شعر عاشقانه و غمناک


در شکست جام دل هیچ احتیاجش سنگ نیست

این شقایق را نگاهی سرد خواهد شکست


شعر عاشقانه و غمناک


آن روز که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد


شعر عاشقانه و غمناک


ای عشق مدد کن به سامان برسیم

چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار یا یار به من

یا هردو بمیریم و به پایان برسیم


شعر عاشقانه و غمناک


گیرم که باخته ام

اما کسی جرات ندارد به من دست بزند

یا از صفحه بازی بیرون کند

شوخی که نیست

من شـــــــــــــــاه بودم در این بازی


شعر عاشقانه و غمناک


برقص !

گویا هرگزکسی تو را نمی بیند

عاشق شو!

گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است

و زندگی کن گویا بهشت همین اینجاست


شعر عاشقانه و غمناک


ایـن شــعرهـــا

بـــرونــد بــه جــهنّم

مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام

که قــــلب تو زیــــر ســـرم است


شعر عاشقانه و غمناک


درگیر یک نگاه

در انتظار سکوتی بی صدا

محو یک تأثیر پرانزوا

کمرنگ می شوم و این باشد تنها یک ادعا

که زنده ام حتی بی تو در امتداد راهی پرانتها


شعر عاشقانه و غمناک


بازهم گذشت شب بی تابی مجنون

بازهم نشست لیلی در بر هامون

اینبارهم نشنیده می ماند فقان زن

در خلوت بیزاری از یک عشق بی قانون

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه و غمناک

برچسب‌ها: شعر عاشقانه


شعر عاشقانه و عارفانه



عشق رازی است مقدس ، برای کسانی که عاشقند

عشق برای همیشه بی کلام میماند

 اما برای کسانی که عشق نمی ورزند

 عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


من گریزانم از این شکل حیات و از این غربت تلخ که به اجبار به پایم بستند

می گریزم از عشق و تو ای نازترین خاطره ها همه جا در پی تو می گردم . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


“زندگی” پژمردن یک برگ نیست

بوسه ای در کوچه های مرگ نیست

“زندگی” یعنی ترحم داشتن

با شقایق ها تفاهم داشتن . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما، پرنده پر نمی زند . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


هر کسی بوسه ستاند ز لب یار کسی / بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند


شعر عاشقانه و عارفانه


گر نیایی تا قیامت انتظارت میکشم ٬ منت عشق از نگاه پر شرابت میکشم

ناز چندین ساله چشم خمارت میکشم ٬ تا قیامت باقی ست اینجا انتظارت میکشم . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


 صدای آب میآید ٬ در حوض دلتنگیم چه میشوئی ؟

کمی آهسته تر … ماهی کوچک دلم را در میان دستانت نمیبینی ؟؟


شعر عاشقانه و عارفانه


ترک ما کردی ٬ برو هم صحبت اغیار باش ٬ با ما چو نیستی با هر که خواهی یار باش . . .


شعر عاشقانه و عارفانه


تو رو دوست ندارم … دوست ندارم . . .

اما نمیدونم چرا وقتی نیستی غصه ام میگیره !


شعر عاشقانه و عارفانه


نمی دانم چرا این گونه است ؟ وقتی نگاه عاشق کسی به توست

میبینى ٬ اما ، دلت بسته به مهر دیگرى است

بی اعتنا می گذرى و عاشقانه به کسى می نگرى که دلش پیش تو نیست . . .

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه و عارفانه

برچسب‌ها: شعر عاشقانه


شعر عاشقانه و قشنگ



تلخ ترین حرف : دوستت دارم اما …

شیرین ترین حرف : … اما دوستت دارم


شعر عاشقانه و قشنگ


آغوشت ٬ علم را زیـر سوال می برد !

آنقدر آرامم میکند

که هیچ مُسکنی جایش را نمی گیرد . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


تو ای روحم ، عزیز دلنوازم / ز پیغامت نمودی سرفرازم

تو در یاد منی ، من شرمسارم / صفای قلب پاکت را بنازم . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم

با یک علامت سوال … “؟”

و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟


شعر عاشقانه و قشنگ


این بار میخواهم صدای بوسه هایت را ضبط کنم

دور که میشوی دلم برای مَلچ مُلوچ هایت تنگ میشود . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


من آن عاشق ترین پروانه هستم / که عهدی بر سر جان با تو بستم

تو آن شمع خرامان سوز هستی / که چون آتش به جان من نشستی

ندارم هیچ باک از آتش عشق / که این آتش ز مرهم خوشتر آید . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


تو قلب منو کشتی و رفتی ، اما میدونم که حتما یه روز بر میگردی

چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


خوشبختی چیزی نیست که دیگران از بیرون ببینن و بگن

خوشبختی اون چیزی که تو دل آدمه

خوشبختی دلخوشیه آدمه

خوشبختم ٬ چون تورو دارم . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


رسیده ام به حس برگی که می داند ، باد از هر طرف که بیاید

سرانجامش افتادن است . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست

پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم . . .


شعر عاشقانه و قشنگ


لبخند هایت وقتی زیباست که می دونم دلیلش خودمم . . .

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه و قشنگ

برچسب‌ها: شعر عاشقانه



شعر عاشقانه و قشنگ



دلم برایت تنگ نشده اصلا

دوست ندارم ببینمت هیچوفت

خاطراتمان تکرار نمیشود دیگر هرگز

اما با تمام وجود دوستت دارم همیشه !



شعر عاشقانه و قشنگ



حکایت مخاطب خاص و ما حکایت برکه است و ماه

دور از هم و در دل هم !


شعر عاشقانه و قشنگ


باور کن فرقی نداره خواب باشم یا بیدار …

زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه آغوش توست !



شعر عاشقانه و قشنگ



وقتی که نیستی من و قلبم هر دو تیر می کشیم !



شعر عاشقانه و قشنگ



در این آشفته بازار

هر چقدر هم که گران باشد باز هم میخرم …

نازت را میگویم !



شعر عاشقانه و قشنگ


در خاطری که تو هستی

دیگران محکومند به فراموشی …

این را به همه بگو !



شعر عاشقانه و قشنگ



در این پیچیدگی ها ، من چه ساده دوستت دارم !



شعر عاشقانه و قشنگ



کاش دستانم آنقدر بزرگ بود که می توانستم چرخ دنیا را به کامت بچرخانم

اما کسی را میشناسم که بر همه چیز تواناست ، تو را به او می سپارم !



شعر عاشقانه و قشنگ



به اون که رفته و دیگه هیچوقت نمیاد نیازمندیم !


شعر عاشقانه

شعر عاشقانه و قشنگ

برچسب‌ها: شعر عاشقانه